به مدت یک ماه و نیم، بیل را بکش خود را با نگران صحنه در بیمارستان، با اوما در کما، و بیت ها و قطعه های مختلف: پارکینگ، فرودگاه، چیزهای شبیه به آن.
در نهایت، من تماس برای رفتن به دانشگاه لنکستر، در بیابان، جایی که یک کلیسای کوچک بسیار کمی برای تمرین صحنه عروسی است که ساخته شده است می خواهم به طور مداوم فلش پشت به محور فیلم است. روز اول وجود دارد، من منتظر تا حدود غروب، بازی فلوت خاموش، خاموش دوربین. معلوم شد که بازی در آن را نمی خواهد. چیزی که فقیر در نهایت رفته بود به طور کامل در جنوب، از تمام ترک آن را در آن به عنوان یک نتیجه استفاده از آن به عنوان یک سلاح در دایره از آهن و رزمندگان تلماسه بود. تغییر به فلوت کونگ فو، فیلم ساخته شده است می خواهم. که خوب کار می کرد، تا روز بعد، وقتی که من تا به حال برای گفتن کوئنتین. او در مورد استفاده از فلوت خاموش به هر حال، و قرار دادن در صدا بعد فکر کردم، اما بعد از آن تصمیم گرفت آن را نمی خواهد به همان اندازه لذت داشتن موسیقی "زنده"، و استدلال که می آیند به فکر می کنم از آن، آن را سرد بود یک فلوت از یکی از کونگ فو نشان می دهد. بقیه این مطلب را بخوانید »















































