آن را احتمالا در سال 1976 در اوایل یا در اواخر '75 بود که جان درو بریمور یک اسکریپت توسط خانه من کاهش یافته است، فلوت خاموش، فانتزی هنرهای رزمی، به من گفتن به خواندن آن بیش از آخر هفته و گرفتن آن را حق به او، بنابراین او می تواند دزدکی حرکت کردن آن را به عقب را به کتابخانه جیمز کابرن بدون او را پیدا کردن که او می خواهم آن را مخفیانه. "و" او گفت، "شما می توانید هر کسی که شما آن را دیده ام بگویم نه." من نیاز به مکان به شکل مخفی و پنهان حفاظت و درک نمی کند، اما جان درو فرد عجیب و مرموز است. من آن را به عنوان خوانده شده، و بلافاصله تصمیم گرفت این فیلم کاملا تا به حال ساخته شده است. این می تواند فیلم هنرهای رزمی ضروری است، و میراث زندگی بروس لی.

بروس لی داستان به دو نفر از شاگردانش، جیمز کابرن بازیگر، و استرلینگ Siliphant، یک نویسنده، بهترین به عنوان خالق سری تلویزیونی مسیر 66 شناخته شده است گفته بود. استرلینگ نوشت: اسکریپت، برنامه ریزی برای ساخت فیلم با جیمز به عنوان سالک و بروس به عنوان آه Sahm استاد کور و سه محاکمات: نمایش شاه میمون، چانگشا نیروی زمین، و مرگ. آنها سعی کرده بود می توانید آن را بدون موفقیت ساخته شده است، تا زمانی که بروس ظاهر برادران شاو فیلم در هنگ کنگ. سپس، عامل هالیوود استرلینگ به نام بروس (در هنگ کنگ). او با هیجان گفت: "من یک معامله را به فلوت خاموش! و حدس بزنید چه! آنها به شما ارائه یک میلیون دلار! "بروس، در حال حاضر به یک ستاره بزرگ، پاسخ داد:" آیا می دانید که چه زمانی آن است که در اینجا؟ "و آویزان! پس از آن، البته، بروس درگذشت، و تصویر هرگز ساخته شده است.

من مطمئن هستم که من می توانم این پروژه انجام می شود. من به نام عامل استرلینگ، که گفت: "نگاه کنید، ما در وسط از یک معامله با شنی هوارد. آیا شما آن را به پیچ کردن! "پیچ آن را؟ به هیچ وجه! من بلافاصله به نام شنی هاوارد، که گفت که او با من تماس بگیرد، بازی سالک بود. من گفتم: "من شده است بازی ام سالک به مدت چهار سال در تلویزیون. من می خواهم به نقش بروس. سالک آسان برای بازیگران خواهد بود، اما به کجا می خواهد کسی را به بازی همه از قطعات بروس به شما در پیدا کردن؟ "شنی گفت: او می خواهم لارنس اولیویه آه Sahm، الیور رید و یا عمر شریف برای چانگشا، و غیره، و استفاده از دو برابر شیرین کاری. من به او گفتم: "شما نمی تواند انجام دهد. در یک فیلم هنرهای رزمی، مخاطب دانم بازیگر است که واقعا انجام حرکت می کند. "

"آره، خوب،" او گفت، "اما، چگونه می تواند شما را بازی تمام کسانی که قطعات؟" من یک تظاهرات برای او، آنچه جف کوپر به نام 'روال بیتی Blowfish من. من اغراق سینه ی من، کشیده شده در معده من و عضله دوسر من چانگشا خم، scrunched پایین و متسع معده من، اجازه دادن به آن همه اویختن برای پادشاه میمون، و نگران کننده جلوه بسیار بلند و تاریک برای مرگ، و فقط آرام و جادویی به پوست تبدیل شده و استخوان برای آه Sahm، همراه با تمام این تظاهرات با صداهای مختلف: غرغر کردن حیوانات میمون، عرب روغنی برای چانگشا، زمزمه توخالی برای مرگ و تقریبا خودم را به عنوان آه Sahm است. شنی شروع به دیدن نور است. کسی در اتاق به ذکر است که من می توانم یک جایزه اسکار برای این دریافت کنید. که گوش شنی خراشیده کردن، هر چند من که یک با یک دانه نمک است. مردمی در آکادمی به شما می خواهم، و من بیگانه ابدی هستم.

من دیدار با کام یوئن در Kwoon خود را مرتب شده اند. گرامی، من و جف تظاهرات داد، و واقعا به آن را کردم. وقتی از هم جدا شدیم، من خون شده بود. من فکر می کنم که هنگامی که سندی برای آن رفت. جف کوپر به عنوان سالک و من به عنوان هر کس دیگری. این یک معامله بود.

من همه آنها را از چپ به کار می کند در حالی که من به آلمان رفت برای انجام تخم مرغ مار با اینگمار برگمن. وقتی که من از آن مصیبت، من بازدید برادران وارنر بسیاری، جایی که من بسیاری از بامبو کاشته شده بود چند سال به عقب. این جنگل تبدیل شده بود. من حفر سه نهال تقریبا یکسان را به فلوت از آنها: کمی بیش از 5 فوت طول، مفید می باشد به عنوان عصا کور کارشناسی ارشد '،' و به عنوان مبارزه با کارکنان.

در حالی که بامبو در درمان، من Deathsport برای راجر Corman، عکس موتور سیکلت اینده ساخته شده است. در طول این ساقه، من یک رباط در زانو من از بین برد. پزشک آن آسیب دائمی به نام. به من گفت که من می خواهم را به لگد زدن. به احتمال زیاد نه. من به لئو وانگ، بال من چون استاد رفت، و او را گرد یک گروه از درمانگران چینی، که من با گیاهان و مدیتیشن درمان. من برخی از اسب دارو را به مخلوط انداخت، و من در بهبود بود.

من به حال دوچرخه سواری دیگر تلنگر در اوکلاهما، من که در آن موفق به دریافت مایک وندرل به انجمن Stuntmen، که بسیار دقیق به جلوگیری از آسیب بیشتر به زانو من انجام دهد، هر چند به عنوان یک توپ بود چند لحظات تهدید کننده حیات، به ویژه "دیوید وجود دارد حادثه آتش، و به دست آوردن بیش از یک هواپیما اجرا شود.

در سقوط '77، همه ما به اسرائیل حمل می شود به ساقه فیلم. من سعی کردم به جیمز کابرن به طور مستقیم، اما هرگز کار می کرد. در عوض، ما تا به حال: ریچارد مور، برنده جایزه فیلمبردار.

همسر من، لیندا، همراه آمد برای کمک به چشمان آه Sahm کور، لنز پلاستیکی سخت است که کل حفره چشم، عوضی در تحت پوشش؛ و عوضی به پوشیدن، به خصوص در یک کویر طوفان شن. من هر روز کار می کرد از با یوئن کام، یادگیری دعوا، یکی از آن نمره به عنوان بهترین من همیشه انجام داده ام، که در آن آه Sahm طول می کشد در هشت مهاجمان، تنها با فلوت سکوت مسلح شده، در حیاط قلعه باستانی در شب، روشن توسط یک اتش. بهترین فلوت را به هم ریخت آن شب. بدون پرش ضرب و شتم، مرد سرپا نگه داشتن من یکی دیگر انداخت. آنتونی د Longis بازی مرد اصلی در این باند، و همچنین سالک، که در اولین آزمایش خود را نتواند، با پادشاه میمون، به توسط Jeff جایگزین شوند. جف در این گونه در طول مبارزه خود را با تونی کوتاه کردم، می روم جای زخم دائمی و انتقام گیری زندگی طولانی بین آنها. کلمه از مشاوره: دور ماندن از آرنج.

مکان عالی اسرائیل: سایت های مربوط به کتاب مقدس، ویرانه های روم، مناظر بیابان زرق و برق دار، و سواحل مدیترانه. من در رود اردن شنا کرد و ماهی من در دریای جلیل گرفتار می خواهم خوردند. (افتضاح بود) من بیت لحم و ناصره رفت. خانه پیتر را دیدم، و مسیر از طریق اورشلیم که مسیح طی حمل صلیب راه می رفت.

در بیت لحم، من سه هزار عرب، تقریبا تمام جمعیت از شهر mobbed شد. در Golgotha، من کسب اجازه از آبوت بازی فلوت من در سایت شدم. در اورشلیم، من سفر تاریخی انور سادات به اسرائیل تماشا در تلویزیون، در زیرزمین یک رستوران با یک خانواده از اعراب سیگار کشیدن قلیان.

من هرگز از هتل من به همه این ماجراهای منحرف شده اند، به جز راننده من، که به من گفت که یک مرد که در یک هتل می خورد باید در یک رستوران بخوابد.

من مبارزه با رباط بد بو من، استفاده از پرانتز های مختلف موفق، اگر چه، در حالی که اجرای دو ضربه جلو پرواز، من شکست منیسک، اضافه کردن به مشکلات من.

ما شکرگذاری در صحرای سینا به سر برد. خدمات مواد غذایی اسرائیلی ما را با یک بوقلمون کامل کنسرو ارائه شده است. آنها را از آن خورشتی! خوب، آنچه که می دانند؟ و آن را که شمارش فکر. پس از آن بود بد نیست. بدون سس زغال اخته، هر چند. ما آن را با اراک و قهوه ترک شسته.

فیلم این بازی مانند ساعت، دقیق رفت، با اجرای عالی و عکاسی بزرگ است، هر چند مبارزه نهایی ناامید کننده بود. ریچارد مور بر روی دوربین خود را تثبیت و فراموش کرده به مستقیم. او صرف تمام روز عکسبرداری واکنش اوباش و مناظر خوش منظره و زیبا، و با تنها دو ساعت برای مبارزه قبل از خورشید به سرعت غروب باقی مانده بود. با این حال، آن است که یک تصویر بزرگ است.

هنگامی که ما به پایان رسید، من می خواستم برای بازدید از اهرام، اما نمی تواند به مصر با تمبر اسرائیل در گذرنامه من دریافت کنید، پس از من ساخته شده کار با سفر به آتن. من بازی فلوت خاموش در آتن است. که سرد بود، هر چند آن را کردم مرا از معبد تیسوسهایی می لگد توسط سرپرست.

بازگشت در کالیفرنیا، من هزینه خود را بازگشت به تامین مالی برخی از فیلم های اضافی با جو لویس Joe Lewis و یک دسته از stuntmen لباس در زره پوش چینی سوار بر اسب. جو قابل توجه بود. قوی، دقیق و فوق العاده سریع است.

آن را بیش از یک سال صورت گرفت، اما این فیلم ساخته شده است پول کافی برای پرداخت هزینه من و رباط من به طور کامل شفا. من هنوز پا زدن الاغ، به عنوان کسی می داند که دیده است بیل را بکش، جلد 2. هر دو بروس لی و جیمز کابرن در حال حاضر رفته است. استرلینگ بازنشسته است و به ویتنام، جایی که او با یک حرمسرا، که تهیه کردن به هر هوی و هوس خود زندگی می کند نقل مکان کرد. جف کوپر داد تا او حرمسرا در هالیوود و به انتاریو، کانادا نقل مکان کرد، جایی که او به دنیا آمد.

این فیلم را در زندگی می کند. من امیدوارم که ما درست توسط بروس. من می دانم که من به آن بهترین شات من.

توزیع کنندگان تغییر نام این فیلم را از دایره آهن؛ من هرگز درک چرا. برای من، همیشه خواهد بود فلوت خاموش.

Technorati برچسب ها: ، ، ،