چند سال قبل، من را به aerobatic پرواز کردم، در تهیه یک فیلم در مورد این موضوع، به نام رقص ابر هنگامی که اولین تولید کننده با نزدیک شدن به او گفت بودند آن همه کار می کرد، با دوربین های خاص و مسائل، به طوری که من رد بشن تی در واقع مجبور به انجام هر یک از پرواز. من گفتم: "به نظر واقعا خسته کننده است. من فکر نمی کنم من می خواهم آن را انجام دهد. "او گفت: (به نوعی شگفت زده، من فکر کردم)،" یعنی شما می خواهید به یادگیری نحوه ی به آن را انجام دهد؟ "من گفتم:" خب، آره. اگر شما می خواهید من به این فیلم، این چیزی است که آن طول خواهد کشید. "

او بسیار خوشحال شد. او، خود، یک بروشور بود. او به من را با برخی از بهترین بچه ها در این زمینه را به من بیاموزد. این چیزی است که شما می خواهید برای دریافت بیش از حد عمیقا به نیست، هر چند آن را سرگرم کننده تر از هر چیز: تقریبا همه آنها در نهایت در صفحات خود می میرند، حتی بهترین آنهایی که: شاید به خصوص آنها. آنها را به مقدار زیادی شانس.

پس من وجود دارد، هزار پا بالا در ابرها، رقص و twirling در سراسر آسمان در آن هواپیما اسباب بازی کوچک است. بسیار gung فو بود، در واقع. طول می کشد کنترل بسیار خوبی برای انجام این مانور بدون وارد شدن به سقوط است. شما تجربه تا هشت یا نه "G"، نیم ساعت وارونه است. شما آمده است بسیار نزدیک به عبور از خون عجله از سر و به پای خود را. این چیزی است که بسیاری از بچه ها را می کشد. آنها فقط به خواب بروید. گاهی اوقات بیدار می شوند برای پیدا کردن خود را در طول چند صد فوت کروز بالا، راست و سطح. هواپیما دقیقا راه اندازی، بدون توجه به چه حد مشکل شما خودتان را به بدست، اگر دستان خود را به شما چوب را خاموش، آن را به عنوان اغلب خواهید به خود راست نشده است و حق پرواز به خودی خود. البته، گاهی اوقات شما بیدار نمی کردن. که شانس شما را.

من می توانم ببینم که چگونه هیجان ارزش در معرض خطر بود. تنها چیزی شبیه به آن وجود دارد. و درس در مورد تعادل و قدرت، کنترل و آزادسازی آنها هستیم همه وجود دارد. این هواپیما، با موتور کوچک خود، در واقع فقط حدود 110 مایل در ساعت قادر است. به منظور انجام برخی از ترفندهای شما نیاز به رفتن 250. بنابراین، بسیاری از ارتفاع به شما دست آوردن، 5 یا 6000 فوت را می گویند، و سپس شیرجه و راست پایین. در آن زمان شما را در رسیدن به 1000 فوت است، شما تا به سرعت، و این جایی که شما انجام stunts. همه چیز بسیار ذن است.

یکی از مانور های دیدنی و جذاب به نام Lumsaveck (مجارستان برای سردرد است این شوخی) وجود دارد. شما باید از هواپیما در نگرش تقریبا معکوس و پرتاب چوب به سمت راست و پدال به سمت چپ در همان زمان، و هواپیما شلیک را در یک زاویه نود درجه در چرخ ارابه است. این یک گاز است. اما، شما همیشه در یک تخت وارونه، چرخش، پایان دادن به، و شما مجبور به گرفتن از آن. این یک وضعیت کشنده است اگر اینکار را نکنید، و اگر شما از تجربه یا آموزش نمی دانند که چه خبر است، شما حتی نمی خواهد آن را کشف کردن تا زمانی که خیلی دیر است. تو اغلب وارونه و آسمان و زمین در حال تغییر مکان اینقدر تند و سریع که شما نمی دانید که در آن شما و گرانش زمین به شما بگویم که راه این است، به دلیل این هواپیما تبدیل به یک سانتریفیوژ. شما به صورت وارونه به زمین بچرخد. اولین چیزی که بازدید ها خواهد بود سر خود را. خوب، پس شما را شکستن خارج از آن، و سرعت است. شما را که وارونه، چرخش تخت را به یک سقوط است که آسان نیست، و سپس با فشار دادن چوب تمام راه رو به جلو، که مخالف تمام منطق ملعون، شما می توانید سقوط را به فرو رفتن مستقیم تبدیل شده است، که از شما می تواند هواپیما، جلو و اگر بال و پر اشک نمی کردن. این همه در حالی که شما در سراسر کابین خلبان مانند یک عروسک کهنه انداخته، احتمالا با خونریزی بینی خود را. این عملیات، نیاز به حداقل یک هزار پا است. اگر این اتاق خیلی زیادی ندارد هنگامی که شما شروع، تو مرده، با شخم بینی به داخل زمین را در دو صد در.

راب موسی (مارشال تالار هنر از شهرت بنیانگذار سال برای سال 2002) در حال حاضر در Kona زندگی در جزیره هاوایی، که در آن قهوه می آید از. گذشته زمان مورد علاقه او این روزها این است که بر روی تپه ای بالا، باد می وزد در پشت خانه اش، با یکی از زیبا ترین دیدگاه ها در این سیاره، و کار با اختراعات خود، کارکنان هم پیچیده و عجیب و غریب، بامبو، به شکل curlicues، سوال علائم و منحنی های سهموی. این چیزها عجیب و رهایی بخش به اندازه کافی برای کار با تخت، و به احتمال زیاد به شما در سر و از جمله دچار مشکل هستند، اما او را به باد خم، به اندازه کافی دور، بنابراین او می خواهم سقوط اگر آن را متوقف می وزد. و او رقص، پیچش، twirling، تقریبا به زمین متصل نیست، بسیاری مانند aerobatic پرواز. او می گوید آن را تقریبا به او می بود پر و بال است. ذهن و بدن تبدیل شدن به یکی، مرتب کردن و خارج وجود دارد، چه در فضا و همه چیزهای که ما صحبت در مورد بازی در سراسر آگاهی خود را.

او وجود دارد، گشت و گذار در باد، با هوا خود را به عنوان حریف خود را. اما بدون که دشمن، بدون باد و مبارزه با او، او را قرار می گیرند، درست کردن کوه سقوط، قوی کردن outcroppings های گدازه را به گشت و گذار خروشان صد فوت زیر است. باد هم پیمان خود می شود، از حمایت او. که باید چیز دیگری باشد.

من می خواهم که از دشمن به عنوان سرپرست. متناسب با پارادوکس سیج و احمق الهی است. راب است که هر دو، من فکر می کنم. این چیزی است که من برای تلاش، در مد خود احمقانه من. خب، احمقانه خوب است، من فکر می کنم، اگر که برای شما خیلی احمقانه نیست.

زیبا trippy. و این اجزاء اکتشاف راب را از کونگ فو به عنوان رهایی بخش، به عنوان بهبود عنوان رقص مرگ، به بررسی اسرار درونی از جهان هستی، و از تلاش او برای جوانی ابدی، بسیار نیست، شما را در درک، از لحاظ جسمی هر چند که بیش از حد، البته، اما در قلب، مانند پیتر پن است.

من همه برای آن است.

من فکر می کنم چیزی که من را تحت تاثیر قرار داد زمانی که او به من گفت در مورد تمام این شادی به نظر می رسید آن را به او بدهد. آیا چیزی هست که ما می تواند در جستجوی ما که بهتر از آن به دست آورید؟ من تصویری از او، با پوزخند احمقانه در چهره اش، teetering در لبه صخره، تاب خوردن کارکنان دمدمی او و داشتن باد پرتاب آن در چهره اش چه خواهد بود، اگر او با جریان تغییر مکان است. و خنده، اشک در چشمان خود را از خنده و باد. رقص بر روی تپه. سرگرم کننده است. همین. سرگرم کننده است. مانند یک کودک.

او می گوید آن را بهتر از هر چیزی. البته، او پرواز aerobatic هرگز تلاش نکرده است.

برچسب ها: ، ، ،