راه پشت در دهه هفتاد، زمانی که ما در حال انجام مجموعه ای کونگ فو، زمان های مورد علاقه من "روز مبارزه با" بودند. وقتی که من می دانستم که یکی از کسانی که به بود تا من از خواب بیدار در صبح سوپر با پیش بینی از لذت. روشی که ما آن را انجام داد دیوید چو بود، و بعد، به کام Yuen کنار هم قرار گرفتن در صبح با تیم مبارزه، از جمله شیرین کاری، دو، معمولا گرگ واکر، و آنها می خواهم کار طراحی رقص. سپس، در طی ناهار، من می خواهم روال یاد بگیرند. بعد از ناهار، ما مبارزه و صحنه رفت و با آن، در چند ساعت یا بیشتر، شاید به چیز دیگری به پایان روز شلیک کنید.
این اتفاق افتاد تنها یک بار در هفته یا بیشتر. در واقع بسیاری از جنگ در نشان دادن وجود ندارد. FCC آن را یک قانون است که ما تنها می تواند دو دقیقه از کونگ فو مبارزه در هر بخش ساعت. آنها تا به حال چیزی در مورد خشونت. به عنوان مثال، فرمان را در سال دوم که من می توانم مردم را در سر و پا زدن نمی آمد. بنابراین، پس از آن، من آنها را در شانه یا قفسه سینه لگد، هر چند بعدها در تاریخ، ما را کشف کرد من می توانم با لگد زدن به آنها را در گردن. تو؟ لگد زدن به کسی که در سر بیش از حد خشن بود، اما لگد زدن به آنها را در گلو بود درست است. و پس از آن، البته، من زمان زیادی را صرف لگد زدن تفنگ از دستان مردم است. من شکست انگشتان پا چند انجام این کار است.
یک بار زمانی که من کارگردانی مرگ بر کوهستان سرد، و یا توپ در دروازه (من می توانم به یاد داشته باشید)، تغییر این روند است. من همیشه فکر باید یک راه ساده تر وجود دارد. منظورم این است که چرا ما می تواند نه فقط پرتاب یک مبارزه در هر زمان که ما آن را دوست دارم احساس. دلیل این امر، البته، وسواس شرکت برای ساختار و دادرسی در مد منظم بود.
در این روز خاص، باربارا هرشی، به عنوان دانش آموز از دین برگشته کونگ فو استاد با بازی ویکتور سن جوان، برای فرار از گرفتن عکس قرار بود. پس من مجموعه ای پنج نگهبانان بر او، همه مسلح، یکی با تبر زین، یکی با یک نیزه، یک زن و شوهر از شمشیرزن، و من فکر می کنم، شاید، پسر با تبر. من شلیک صحنه به نقطه جایی که آنها به اطراف خود را با سلاح های خود را مطرح و به او اشاره کرد، یک شمشیر در گردن او، دیگر مجبور او را در معده، و غیره بعد از آن من به کام تبدیل شده و گفت: «باید او را از آن، "و رفت به یک فنجان قهوه است.
وقتی برگشتم، به کام آن را حل مانند یک پازل است. من یک مقدار زیادی از تماشای او چگونه آن را انجام خواهم آموخته است. دفع کردن حمله حریف، در حالی که لغزش دوم. در میان امدن سوم برای جلوگیری از چهارم، در حالی که شما او را کمی صدمه دیده و از بین بردن پنجم، در حالی که dodging اول، که در حال حاضر به آینده را در شما. نگه داشتن الگو، صدمه زدن به یک یا دو زمانی که شما می توانید، آنها را کم کردن سرعت، در حالی که شما را جدی بگیرید هر بار در چندی، به تدریج از بین بردن آنها را تا زمانی که همه آنها به پایین. فقط اجازه ندهید که یکی از آنها به شما می چسبد. جنگنده یک بار به من گفت که حریف مسلح در یک نقطه ضعف در راه است، چرا که او بر روی سلاح خود را تثبیت شده است. تئوری جالبی است که من واقعا اهمیتی برای تست.
ما آن را همه در یک دوربین زاویه شلیک کردند. کل مبارزه انجام گرفت، حدود سی ثانیه است. و باربارا آن همه خودش را. من تا به حال مورد استفاده قرار نیست تا زمان عکسبرداری ما، پس ما هنوز هم برنامه روز، به علاوه مبارزه اضافی. ما حتی از آن گذشته سانسور تضعیف.
بعدا، در کونگ فو، افسانه ادامه دارد، ما را به حال عرض خیلی بیشتر است. ما هشت دعوا در یک نمایش داشته باشد. البته، من در آن زمان می دانستند، خیلی بیشتر. راه ما عادی می خواهم انجام آن مایک Vendrell بود، و بعد آل Leong، نشان می دهد با راب موسی، مایک داوسن و مبارزان و ما می خواهم شروع به تیراندازی. من می خواهم انتخاب کنید تا حرکت همانطور که ما در کنار رفت، گاهی با اضافه کردن یک چند از خود من، به ویژه امضای من پرواز دو مقابل ضربه.
یک شب به یاد ماندنی، من را به در پارکینگ می شود توسط چهار یا پنج نفر از اعضای فرقه اژدها سیاه مورد حمله قرار میله میله بود. تنها چیزی که بود من یک روز برای صرف شام با نوه من، ماریا. ما آماده بودند به ساقه، من در حال حاضر اواخر بود. اگر ما را از طریق کل فرایند رفت، آن را دو ساعت اضافی حداقل. من می توانم ببینم که آنها به حال دو دوربین در حال حاضر راه اندازی شده است. من هم گفتم: "نگاه کنید، شما بچه ها می دانم آنچه شما قرار است انجام دهد، درست است؟" همه آنها راننده سرشونو تکون دادن بله. "خوب. چرا شما نه تنها به من با هر آنچه که شما قرار است به انجام این کار آمده است، و من فقط می خواهم آنچه می آید به طور طبیعی. می شود ما را در دو دقیقه انجام می شود. "همه آنها کمی مشکوک به نظر می رسید. بنابراین من اضافه شده، "نگران نباش، من مهربان باش. من واقعا نمی خواهم نوه من که نا امید شدید، شما می دانید؟ "
به طوری که این چیزی است که ما انجام داد. آنها دوربین ها، نورد و بچه ها از همه طرف حمله کرد. من هم تبدیل شده همه آنها را کنار گذاشته، هل دادن به جای مشت زدن، یکی از آنها بیش از یک ماشین پارک شده بدبختانه، در زمان آن مرد با دو جبهه ضربه (دقت به دست، البته)، و سپس به دوربین شانه را بالا انداختن امضا من واجب ( که من سال ها پیش برای کین از Toshiro Mifune قرض گرفته بود) و ما انجام شد. من گفتم: شب بخیر و برای تاریخ من با ماریا مماشات، می روم بچه ها به تمیز کردن جزئیات بدون من. من تا به حال حتی کار کرده عرق.
بیایید جست و خیز در طول نبرد تایتان بزرگ با چاک نوریس در تنها گرگ McQUADE، که ما آن را به مدت سه هفته تمرین و به مدت سه روز به ضرب گلوله کشته است. بزرگترین جالب بود. چاک میخواستم بسیار بسیار به ضرب و شتم مبارزه با او می خواهم با بروس در سالن بزرگ در بازگشت اژدها بود. ما نزدیک است.
سپس دایره آهن (فلوت خاموش)، مورد علاقه من از همه فیلم های من، که کام Yuen و من مشغول به کار در دعوا شش هر روز صبح به مدت بیش از دو ماه در سراسر اسرائیل فکر می کنم وجود دارد. مبارزه با شب جایی که من به عنوان استاد کور را از 8 حمله را تنها با فلوت برخی از بهترین کار من است. سپس، پس از تصویر شد به پایان رسید، جو لویس Joe Lewis دو هفته دیگر با ما در کالیفرنیا به سر برد، در حالی که ما extemporaneously مجادلات سرگرم کننده، کمی با رزمندگان سوار بر اسب به آب تا داستان ایجاد شده است. و ببینم که جو به من با شخص تابع پرواز بسیار مثل این است که در راه فراری 18-چرخ احساس.
بیل را بکش، من تا به حال مبارزه با مایکل زندانی سفید و سرسپردگان او را به چهار پایین سرد دو ماه قبل از ما آن را به ضرب گلوله کشته است. و سپس ما آن را به مدت پنج روز در پکن در نود و درجه آب و هوا انجام شده است. چند ماه بعد، پشت در ساحل منهتن، یاد گرفتم swordfight نهایی به مرگ با اوما تورمن، امروز صبح به آن برنامه ریزی شده شلیک شد، در حدود بیست دقیقه است. ما که به مدت چهار روز به ضرب گلوله کشته است، و یا شاید بیشتر. همه با هم اجرا می شود.
من مطمئن هستم که روش بیشتر سرگرم کننده است، اما به نظر نمی رسد به مهم چگونه شما آن را انجام دهید، همیشه به پایان می رسد تا در یک مبارزه خوب است.
















































# 1 توسط Rahil Babooram در 15 مارس، 2010 - 8:06 بعد از ظهر
نقل قول کردن
عالی است ...
با تشکر برای به اشتراک گذاری است.
RIP دیوید
# 2 توسط susana در 18 مارس، 2010 - 7:15
نقل قول کردن
Olá senhor Davi
E COM imenso prazer رای vejo درجه فیس بوک. fui گراند مولد داس seus filmes، پنا terem terminado.
Beijos د اوما آمیگا الکترونیکی و مولد د پرتغال
# 3 در تاریخ 28 مارس، 2010 - 5:10 بعد از ظهر توسط DojoScore
نقل قول کردن
دو دقیقه از مبارزه در یک نمایش یک ساعته؟ وای، واقعا تغییر کرده است. حتی عکس خشونت بیش از آن.
# 4 توسط تیموتی میلر در فوریه 14، 2011 - 3:41 بعد از ظهر
نقل قول کردن
من واقعا به پایین و وقتی شنیدم از مرگ دیوید می شود، او قادر به rip کردن، امیدوارم توانسته باشم قدمی خود را از روز به دنبال